ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1164

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

آنگاه حروف دندانها ( اضراس ) و پس از آن حروف شفوى را قيد كرد و حروف عله ( ا - و - ى ) يا حروف هوائى را در آخر آورد و از حروف حلق حرف عين را مقدم داشت ، زيرا حرف مزبور دورترين حروف حلق است و به همين سبب تأليف خويش را بنام كتاب العين موسوم كرد . زيرا متقدمان در ناميدن كتب خويش شيوهء خاصى داشتند كه عبارت از ناميدن كتاب بنخستين كلمه‌ها يا الفاظ آغاز كتاب بود . آنگاه خليل الفاظ مهمل و مستعمل را تعيين كرد و مهمل‌ها بيشتر در چهار حرفى و پنج حرفى بودند ، زيرا عرب از به كار بردن اين گونه اوزان سنگين اجتناب مىورزد و الفاظ دو حرفى را نيز بانها ملحق ساخت ، زيرا اين گونه الفاظ در محاورات كمتر به كار مىروند . ليكن بيشتر الفاظ سه حرفى مستعمل و با معنى بودند چه اين گونه الفاظ در محاورات بيشتر متداول‌اند . خليل كليهء اين نكات را در كتاب العين گنجانيد و آن را ببهترين شيوهء جامع و كاملى فراهم آورد . سپس در قرن چهارم ابو بكر زبيدى معلم خط هشام المؤيد در اندلس پديد آمد و كتاب العين را مختصر كرد ، ولى كوشيد كه در عين حال جامع باشد و كليهء الفاظ مهمل و بسيارى از شواهد لغات مستعمل آن را حذف كرد و به منظور حفظ كردن لغات بهترين تلخيص از آن فراهم آورد و جوهرى از مردم مشرق كتاب صحاح را به ترتيب متعارف حروف تهجى تأليف كرد و از همزه آغاز نمود و حرف آخر كلمه را ملاك قرار داد ، زيرا غالبا مردم به آخر كلمه نياز دارند [ 1 ] [ از اين رو حروف آخر كلمات را ذيل عنوان ( باب ) و آنگاه حروف اول كلمات را نيز به ترتيب حروف تهجى تا پايان حروف زير عنوان « فصل » آورد ] و در تعداد لغات و محدود كردن آنها به خليل اقتدا كرد . آنگاه يكى از اندلسيان مكنى به ابن سيده از مردم دانيه [ 2 ] در فن لغت بتأليف

--> [ 1 - ) ] شايد منظور مؤلف شاعران است كه بدنبال قافيه ميروند . [ 2 - ) ] Denia